المحقق الدواني
40
تهليليه ( فارسى )
صلى اللّه عليه « 1 » و سلم « 2 » كافر شود ، به اين كلمه مسلمان نشود تا محمد را « 3 » رسول اللّه نگويد . و اگر « 4 » براى قدح در بعضى احكام دين كافر شود « 5 » ، مسلمان نشود تا زمانى « 6 » كه اذعان به آن حكم نكند . و آنكه حضرت رسالت پناه ، از كفار « 7 » به همين كلمه اكتفا نمودهاند « 8 » ، بنابر آن است كه كفر ايشان به سبب اشراك بوده ، و از اينجا « 9 » معلوم شد كه در مرتبه اول مىتوان كه اختيار آن كنند كه خبر محذوف موجود است . و به همين طريقه دفع شبهه بكنند . و بحث در عربيت لفظ « اللّه » و اشتقاقش چون مخصوص به اين مقام نيست و ميانه افاضل مشهور است و همت متوجه بعض حقايق بلند است ، در آن خوض نمىرود ، و اللّه مفيض « 10 » الخير و الجود . موقف دوم ، در مباحث عقلى متعلقه به آن : چون اين كلمه علم است ، در باب توحيد ، مناسب آن است كه برهانى چند بر اين مسئله اقامت رود « 11 » و چون هر يك « 12 » از متكلمان و حكما را در اين مسئله « 13 » مسلكيست « 14 » خاص ، دلالت بر هر يكى « 15 » از آن طرق « 16 » لايق مىنمايد .
--> ( 1 ) ب : + و آله . ( 2 ) - ب : ندارد . ج : « صلى . . . سلم » را ندارد . ( 3 ) - ب : و ج : ندارد . ( 4 ) - ب : + كفر او . ( 5 ) - ب : دينى بود . ( 6 ) - ب : آن زمان . ( 7 ) - فلا : و ه : و ج : ( از كفار » را ندارد . ( 8 ) - ب : فرمودهاند . ( 9 ) - فلا : آنجا . ( 10 ) - ج : و ه : يفيض . ( 11 ) - فلا : كنند . ( 12 ) - فلا : يكى . ( 13 ) - ب : مقام . ( 14 ) - ج : و ه : مشكلى است . ( 15 ) - ب : و ج : و ه : يك . ( 16 ) - ه : طريق . ب : دو طريق .